antezar
خوبین دوستای خوبم حالتوم چطوره؟ امروز واسم روز خوبی بود نه امروز بلکه تمام روزا بعد از تصمیم مهمم حالا شاید بخواین بدونین این تصمیمم چی بود که زندگیمو تغییر داد باشه میگم تصمیم گرفتم از زندگیم لذت ببرم و دیگه فکر بیهوده نکنم و در این تصمیمم برادر گلم سبنتا و صبا خانوم و هانیه گلم بهم کمک کردن که ازشون بینهایت تشکر می کنم اینم واسه این که دلم نشکنه راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی هر که را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم ((لا ادری)) گاهی فکر کردن به چیزایی که یه روزی اتفاق می افته خیلی سخته یکی از اونا جدایی هستش اون یکی دیگش هم مرگه اون هم نه مرگ خودت بلکه مرگ کسی که خیلی دوسش داری راستش دیگه نمی تونم مرگ کسی دیگه رو هم تحمل کنم دعا کنید قبل از این که به یکی از اون کسایی که دوسشون دارم اتفاقی بیفته خودم بمیرم و روزی رو نبینم که کسایی رو که من می شناسمشون و دوسشون دارم گریه کنن اینو ازته ته قلبم گفتم شعار هم نبود شبی از بشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترا با لهجه ی گلهای نیلو فر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندنباغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم بس ازیک جستو جوی نقره ای درکوچه های آبی احساس تو را از بین گل هایی که در تنهاییدلم رویید با احساس جدا کردم و تو در باسخ آبی ترین موج تنهایی دلم گفتی :دلم حیران و سر گردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی د حسرت رها کردم . همین بود آخرین حرفت !و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی ؟شاید خطا کردم نمی دانم چرا رفتی؟نمی دانم کجا؟تا کی؟برای چه؟ ولی رفتی و بعد رفتنت باران چه معصومانه میبارید! بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد هنوز آشفتهی چشمان زیبای توام برگرد !کسی از بشت قاب بنجره آرام و زیبا گفت: تو هم در باسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در اوج بایزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض یک ابر نمی دانم چرا؟ شاید به رسم و عادت بروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزو هایت دعا کردم! چه شیرین است صدای بای کسی را بشنوی که سال هاست برای دیدنش لحظه شماری میکنی گوزلیم گوزلرینین حسرتینی چکمک اولوبدور منه عادت گت اوتو اوز به اوز اول منله دانش بیر نچه ساعت گل منیم قلبیمی آچ بارجالا بو قانلی سرانی کی ادیبدور سنین عشقین اونو مجروح تابب بله جراحت قلب من کوچک است اما برای دوست داشتن به اندازهی یک دنیا جا دارد قلب من زخم های بسیاری برداشته است که هر کدام از دردی خبر می دهند زخم هایی که هر کدام نشانه ی یک خاطره ی تلخ اند خاطراتی که هیچ گاه فراموشی به سراغشان نمی آید و تنها کم رنگ می شوند عمیق ترین این درد ها از دوری است دوری کسانی که دوستشان دارم اما از دیدنشان محروم هستم کسانی که شاید در زندگی آن ها هیچ باشم ولی آنها در ذهن و زندگی من وجودی با ارزش دارند. منبعش یادم نیست تقدیر مرا زیبا بنویس کمک کن آنچه را تو زودمیخواهی من دیر نخواهم و آنچرا تو دیر میخواهی من زود نخواهم ((دکتر علی شریتی)) ۲۹خرداد را که روز در گذشت دکتر علی شریتی است برتمام دوستاران او تسلیت عرض میکنم صدایی می آید گمانم صدای باران است ابر میگرید آسمان خیس است اولین روز تنهایست غم اجازه ی زندگی نمی دهد شب همدم تنهایست دنیا جای بازیست وزندگی بازیچه ی سرنوشت![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




